عرب نجات- حدود نیم قرن قبل، زمانی که هنوز چاه موتورهای امروزی حفر نشده بود و شهر امروز آیسک روستایی بیش نبود باغستان آیسک تنها مرکز کشاورزی منطقه محسوب می شد، محلی برای زندگی ییلاقی با باغ های سرسبز و میوه های فراوان و خانه هایی برای سکونت با جوی اصلی آب معروف به «پی جو» که در کنار آن حوض هایی با فاصله برای ذخیره آب ساخته شده بود و در مسیر جوی، 4 آسیاب قرار داشت تا گندم دیم زارها آرد و در جوال ها انباشته شود.
آب شیرین و گوارای حوض ها و سقابه ها، چند فنجان چای داغ و نان خوشمزه محلی با کشک و نعناع به تن خسته در نیم روز تابستان رمق می داد و استراحت و ساعتی خواب زیر سایه درختان نشاطی دیگر داشت. پرورش ابریشم، گلیم بافی و قالیچه بافی هم بر عهده زنان باغستان بود.
ولی اگر امروز به باغستان آیسک سفر کنیم دیگر از آن همه سرسبزی و نشاط خبری نیست گرچه هنوز ده ها درخت تنومند توت تنها بازمانده آن دوران است و در حسرت آن زمان می سوزد و پیر و شکسته شاید منتظر بازگشت دوباره به روزهای سرسبز و خرم باشد اما دیگر باغ ها، خانه ها و باغ منزل ها و آسیاب ها ویران و مامن مار و مورها شده است و از آواز قناری، قمری و بلبل چندان خبری نیست و فقط آواز جغد از ویرانه ها به گوش می رسد.
گذشته شیرین
«جواد حاتمی» یکی از محققان بومی با تشریح زیبایی های منحصر به فرد باغستان آیسک می گوید: در اوایل پاییز که هوا رو به سردی بود میوه های خشک شده، کوزه های پر از شیره انگور و همه آن چه را که در طول تابستان جمع آوری کرده بودند به روستا حمل می شد.
شب نشینی ها، آوازخوانی ها و بازی های محلی مانند «شیر کجا»، «استخوان مهتاب»، «درنه بازی»، «پادشاه گردش» و... سرگرمی های مخصوص جوانان در شب های تابستان بود که تعریف خاطره های آن شب ها از زبان بزرگ ترها جالب و شنیدنی است.
وی می افزاید: اهالی باغستان مانند بسیاری از روستاییان این مرز و بوم مایحتاج اولیه شان را در روستا تولید می کردند.
به عنوان نمونه چند گوسفند را تا آخر تابستان پروار می کردند و گوشت خانواده تامین می شد. کرم ابریشم هم که در اصطلاح محلی به آن «کج» می گویند در اتاق بزرگی به همین نام یعنی «کج خانه» پرورش می یافت. به گفته وی، امروز وقتی مادربزرگ ها قصه آن سال ها را برای نوه های خود بازگو می کنند، آن دوران را خاطره انگیزترین دوران زندگی شان می دانند.
آن ها می گویند بسیاری از خواستگاری ها در همین ایام انجام می شد و قسمتی از همین باغ ها با آب بها به عنوان ملکی معتبر مهریه نوعروسان می شد ولی اکنون سرنوشت باغستان این گونه رقم خورده است.
حق مالکانه
رئیس شورای شهر آیسک هم می گوید: آبی که بیش از 50 هکتار باغ و دیگر اراضی باغستان آیسک را مشروب می کرد از چشمه سارهای دره سبز رود، قنات روشن آباد، قنات معروف به قنات مصعبی و « دره تخ» جاری می شد و پس از حدود 20 کیلومتر به باغستان آیسک می رسید. به گفته«صنعتی» بر اساس سیره و عرف این باغ ها که 300 جریب بود 8 بار در تابستان و 4 بار در زمستان بدون دریافت وجهی آبیاری می شد و تنها صاحبان باغ ها در سال 10 ریال ( یک تومان) برای دستمزد سالار یا میرآب و به اصطلاح قدیمی آن برای «بیل سابی سالار» می پرداختند.
پس از آبیاری باغ ها، اضافه آن توسط سالارها و برزگرها در اراضی سرکار که در اصطلاح عامیانه همان متولی ملک بود به مصرف می رسید و درآمد حاصل به سرکار(خان) تحویل می شد و چون مقدار آب به علت کاهش یا افزایش نزولات آسمانی در نوسان بود در هر حالتی اولویت آبیاری باغ ها محفوظ بود. وی تصریح می کند: به هر حال پس از انتقال تولیت این ملک به اداره اوقاف و مشکلات جانبی دیگر به سیره و عرف قدیم عمل نشده و باغستان آیسک به روزی افتاده است که امروز شاهد هستیم.
وی با اشاره به این که حق مسلم و مالکانه خرده مالکان باغ ها نادیده گرفته شده است، می افزاید: باغدارانی که بر اساس اسناد و مدارک موجود با تعیین نماینده و پرداخت سهم خود برای لای روبی قنوات، کانال کشی و... مالکیت انکارناپذیری داشته و از 73 روز بعد از نوروز آب در اختیار باغداران بوده متاسفانه این حق مسلم شان تضییع شده است.
وی از مسئولان امر می خواهد برای حفظ این میراث گرانبها همت کنند تا با مشارکت اهالی، باغستان آیسک که ثمره تلاش نیاکان است احیا و بازسازی شود.
کانون صنفی مجازی *دبیران گرانقدرشهرفردوس...
ما را در سایت کانون صنفی مجازی *دبیران گرانقدرشهرفردوس دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 211 تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 15:49